صهیونیسم و بهائیت- مجله موعود
27 بازدید
تاریخ ارائه : 1/27/2013 1:43:00 PM
موضوع: علوم سیاسی

شدّت گرفتن درگیری‌ها و دشمنی‌های بین اعراب و اسرائیل، نیاز صهیونیسم و اسرائیل را به گسترش عوامل «اطّلاعاتی» به ویژه در کشورهای عرب ـ اسلامی، دو چندان ساخت. از همین جا نقش محفل ملّی بهائیان در اجرای قسمتی از طرح‌های وزارت اطّلاعات اسرائیل برای پوشش هرچه بیشتر عوامل اطّلاعاتی در کشورهای عربی و اسلامی آشکار می‌شود.

پس از آنکه در سال 1920 م. دستور قیمومیّت «انگلیس» برای مهاجرت در «سان رمو» امضا شد، دولت انگلیس به ادارة این منطقه اقدام کرد و سر هربرت ساموئل که از خانواده‌های معروف یهودی‌های انگلیس بود، به مقام نخستین کمیسر عالی «فلسطین» انتخاب شد.1

سرهربرت ساموئل، به بهائیان و عبّاس افندی که در ماجرای تصرّف فلسطین و اشغال آن به وسیلة نیروهای انگلیس، جاسوسی انگلستان را به عهده داشتند، توجّهی خاص نمود و ضمن شرکت در تشییع جنازة عبّاس افندی، بهائیان را برخلاف مسلمانان عرب که همواره از استعمار بریتانیا کینه داشتند، تجلیل کرد.2

  • خواسته‌های زعیم بهائیان از صهیونیسم

بهائیان هیچ‌گونه حسّاسیتی به غصب سرزمین فلسطین به وسیلة رژیم صهیونیستی نداشتند؛ بلکه در عمل، از صهیونیست‌ها حمایت نیز می‌کردند. شوقی افندی در نامه‌ای رسمی به رئیس کمیسیون مخصوص «سازمان ملل متّحد»، دربارة قضیة فلسطین، نه تنها از حقوق مسلمانان عرب در سرزمین فلسطین هیچ‌گونه دفاع و از آن همه آثار ستم ناشی از استعمار، اظهار تأسّف نکرد، بلکه موقعیّت و علایق بهائیان و یهودیان را به سرزمین یاد شده، ریشه‌دارتر و مهم‌تر از توجّه مسلمانان به «قدس» و سرزمین فلسطین خواند!

از آنچه شوقی افندی در این نامه به دستور حامیان انگلیسی و صهیونیستی خود نوشته است، صرفاً حفظ منافع بهائیّت، قبول علی محمّد شیرازی، میرزا حسینعلی و عبّاس افندی مورد تأکید قرار گرفته است بی‌آنکه ظاهراً برای بهائیّت و رهبرشان تفاوتی داشته باشد، یهودیان یا مسلمانان بر این سرزمین حاکم شوند. متن کامل این نامه را که در مجلة «بهایی نیوز» مورّخ سپتامبر 1947م.، شمارة 7 مجلة «اخبار امری» ارگان بهائیان ایران، در آبان 1326ش. در ایران، منتشر شده است، می‌خوانیم:

آقای امیل سندراستورم؛ رئیس کمیسیون مخصوص سازمان ملل متّحد در قضیة فلسطین!

جناب رئیس! مرقومة شما، مورّخ 9 جولای واصل و خوشوقتم از اینکه فرصتی دست داده تا مختصری در خصوص ارتباط دیانت بهایی با فلسطین و نظریة ما نسبت به تغییراتی که ممکن است در اوضاع آیندة این اراضی مقدّسه و متنازع فیه روی دهد، به اطّلاع شما و همکاران محترمتان برسانم.
برای استحضار شما، به ضمیمة این نامه، شرح مختصری دربارة تاریخ، مقاصد و اهمّیت دیانت بهایی و همچنین جزوة وجیزه‌ای مشتمل بر عقاید و نظریّات آن نسبت به وضع فعلی دنیا و تحوّلاتی که ما امیدوار و عقیده‌مندیم در آن روی خواهد داد، ارسال می‌دارم.

موقعیّت بهائیان در این کشور، تا حدّی منحصر به فرد است؛ زیرا اورشلیم مرکز روحانی عالم مسیحیّت است؛ ولی مرکز اداری کلیسای روم با هیچ یک از مذاهب دیگر دیانت عیسوی نمی‌باشد و نیز هر چند اورشلیم در نظر مسلمانان، نقطه‌ای است که یکی از مقدّس‌ترین مقامات اسلامی در آن قرار دارد، مع ذلک اعتاب متبرّکة دیانت محمّدی و مرکزی که برای ادامة فریضة حج بدان‌جا می‌روند، در سرزمین عربستان است نه در فلسطین، تنها یهودیان هستند که علاقة آنها به فلسطین تا اندازه‌ای قیاس با علاقة بهائیان به این کشور است؛ زیرا که در اورشلیم، بقایای معبد مقدّسشان قرار داشته و در تاریخ قدیم، آن شهر، مرکز مؤسّسات مذهبی و سیاسی آنان بوده است. با وصف این، موقف آنها نیز از یک جهت با بهائیان متفاوت است؛ زیرا خاک فلسطین، محلّ استقرار عرض سه طلعت اعظم دیانت بهایی بوده و نه تنها محلّ توجّه و زیارت بهائیان دنیا است، بلکه در عین حال مقرّ دائمی نظم اداری بهایی است که افتخار ریاست آن را به عهده دارم...

... امّا تصمیماتی که نسبت به آیندة فلسطین اتّخاذ می‌شود و مطلبی که برای ما اهمّیت دارد، این است که هر کس حکومت حیفا و عکّا را به دست بگیرد، به این نکته واقف باشد که در این منطقه، مرکز اداری و روحانی یک آیین جهان‌آرا قرار دارد و باید استقلال آن آیین و اختیار ادارة بین‌المللی آن به وسیلة این مرکز و همچنین حقّ بهائیان عموم کشورها در مسافرت به منطقة مزبور برای زیارت (با همان امتیازاتی که در این خصوص، بهائیان و مسلمانان و عیسویان برای زیارت بیت‌المقدّس دارند) رسماً شناخته و برای همیشه محفوظ و رعایت گردد.

با بررسی و تأمّل در محتوای نامة یاد شده، علاقة بهائیان به روی کار آمدن یک حکومت صهیونیستی روشن می‌شود. اینکه شوقی افندی تصریح می‌کند: عدّة زیادی از پیروان آیین ما از اعقاب یهودیان و مسلمانان بوده...، یکی از بزرگ‌ترین ترفندهای شوقی افندی در جلب توجّه بیش از پیش یهودیان به شمار می‌رود؛ در حالی که حدّاقل ده قرن، اجداد و آبای رؤسای بابیّت و بهائیّت، همگی مسلمان بودند و تمام بهائیان، به استثنای تعدادی کم، در آن ایّام از خانواده‌های مسلمان شمرده می‌شدند.
 دیدگاه بهائیان دربارة تشکیل اسرائیل!

شوقی افندی رسماً و به طور آشکار در «لوح نوروز 108 بدیع»، خطاب به بهائیان، نظریة بهائیّت را در خصوص تشکیل کشور اسرائیل! چنین اظهار داشته بود:

مصداق وعدة الهی به ابنای خلیل و وراث کلیم ظاهر و باهر و دولت اسرائیل! در ارض مقدّس مستقر و به روابط متینه به مرکز بین‌المللی جامعة بهایی مرتبط و به استقلال و اصالت آیین الهی مقرّ و معترف و به ثبت عقدنامة بهایی و معافیّت کافة موقوفات امریه در مرج عکّا و جبل کرمل و لوازم ضروریّه بنای بنیان مقام اعلا از رسوم دولت به رسمیّت ایّام تسعة متبرّکه محرّمه، موفّق و مؤیّد؛3

بنابراین، با وجود این مدرک و سند رسمی بهائیان، تشکیل دولت اسرائیل! از نظر بهائیّت و بنا به تصریح شوقی افندی، وعدة الهی بوده است که میرزا حسینعلی و عبّاس افندی یهودیان را به آن بشارت داده بودند!4
بین صهیونیست و بهائیّت، همیشه روابط خوبی برقرار بوده و این روابط دیرینه، به خوبی از زبان رئیس‌جمهوری اسرائیل! آشکار می‌شود که وقتی وی از رهبران صهیونیسم بوده و زمینة یهودی کردن فلسطین را دنبال می‌کرده، با عبّاس عبدالبها، ملاقات و مذاکره‌ای داشته است که از چنین ملاقاتی به خشنودی و رضایت یاد می‌کند؛ حال آنکه در آن ایّام، میان صهیونیسم و انگلستان از یک سو و مردم مسلمان عرب از سوی دیگر، منازعات شدیدی بروز کرده بود و این فقط بهائیان بودند که از یک سو با انگلستان و از سوی دیگر با کارگزاران یهودی در فلسطین روابط حسنه‌ای داشته‌اند؛ از این رو بیان شوقی افندی، در نامه‌ای خطاب به رئیس کمیسیون قضیة فلسطین، از روی سیاست و محافظه‌کاری بوده است و او به خوبی می‌دانست که اگر مسلمانان عرب روی کار آیند و حکومت فلسطین را از دست انگلیسی‌ها خارج سازند، به‌طور مسلّم چنین موقعیّتی برای بهائیّت فراهم نخواهد شد و چه بسا اشتباهی که به دلیل اعطای الواح و ارسال نامه‌هایی از سوی عبّاس افندی در عظمت امپراتوری انگلستان و تعریف و تمجید از آنان در خصوص استعمار فلسطین و همچنین هتک حرمت اسلام، نسخ اسلام، دعوی پیغمبری و کتاب جدید و خدایی که از رهبران بابیّت و بهائیّت سرزده بود، به هیچ وجه قابل تحمّل نبوده باشد؛ چنان‌که تاکنون هیچ یک از جوامع اسلامی جهان، وجود بهائیان را تحمّل نکرده و به همزیستی با آنان حاضر نشده‌اند؛ به ویژه آنکه مُهر بیگانگی و سرسپردگی به بیگانه بر پیشانی همة رهبران بابیّت و بهائیّت نقش بسته است.

منافع بهائیّت در فلسطین، در صورتی محفوظ می‌ماند که یا انگلستان به استعمار خود در آن ادامه می‌داد یا صهیونیسم در جایگاه حافظ منافع امپریالیسم انگلستان و بهائیّت دیر یا زود به دست مسلمانان به صورت مرکز جاسوسی و دشمنی آشکارا با منافع ملّی مسلمان برچیده می‌شد؛ بنابراین، بهائیان و رهبرانشان در فلسطین و اسرائیل، به هیچ وجه خلاف مصالح اسرائیل و صهیونیسم، سخنی به میان نیاوردند و با صدها هزار آوارة فلسطینی و غصب حقوق ساکنان آن هیچ همدردی نکردند؛ در حالی که برای برقراری و تحکیم روابط خویش با صهیونیسم، آمادة هرگونه همکاری شدند.5


  • وابستگی شوقی افندی به صهیونیسم

شوقی افندی در تلگرافی که در مورّخ 4 می 1945م.، به محفل بهائیان ایران ارسال داشته است، با کمال افتخار، پیروزی‌های اخیر جامعة بهائیّت را برشمرده و ذیل آن به ملاقات خود با رئیس‌جمهوری اسرائیل! مباهات کرده، می‌نویسد:
رئیس‌جمهوری دولت اسرائیل! به اتّفاق قرینة محرمه میسیس بن زوی بر حسب قرار قبلی، پس از پذیرایی که به افتخار ایشان در بیت مبارک حضرت عبدالبها به عمل آمد، اعتاب مقدّسة حضرت اعلا و مرکز میثاق حضرت بهاءالله به عمل آمده است...6

همان‌طور که میرزا حسینعلی در سرسپردگی به سفارت روس و عبّاس افندی در سرسپردگی به انگلستان از هیچ کوششی برای جلب رضایت آنان دریغ نداشتند، شوقی افندی نیز تصمیم گرفت راه سرسپردگی بهائیّت را که به صهیونیسم ختم شده بود، با ادای امانت به صهیونیسم و خیانت آشکارا به جهان اسلام و منافع ملّی کشورهای مسلمان ادامه دهد.

هیئت بین‌المللی حیفا در نامه‌ای به محفل روحانی ملّی بهائیان ایران در اوّل ژوئیه 1952م.، رابطة شوقی افندی را با حکومت اسرائیل!، به گونه‌ای کاملاً سربسته و محرمانه، این‌گونه به اطّلاع بهائیان ایران می‌رساند:
روابط حکومت اسرائیل! با حضرت ولیّ‌امرالله و هیئت بین‌المللی بهایی دوستانه و صمیمانه است و فی الحقیقـ↨ جای بسی خوشوقتی است که راجع به شناسایی امر در ارض اقدس موفّقیت‌هایی حاصل گردیده است... .7

توافق دولت اسرائیل! مبنی بر گسترش موقعیّت و اراضی اماکن بهائیان در اسرائیل!، معلول توجّهی بوده است که سیاست آمریکا و صهیونیسم برای تقویت بهائیان و تأسیسات مرکز جهانی آنان، جهت گسترش اقدام‌های بهائیّت در دیگر کشورها و حفظ منافع اسرائیل!، به ویژه در کشورهای اسلامی اعمال کرده است. طرح نقشه‌های جهانی بهائیان آمریکا که هم‌زمان با برنامه‌های اطّلاعاتی اسرائیل تطبیق و هماهنگ شده بود، ضرورت چنین مساعدت‌هایی را از سوی اسرائیل، سازمان و رهبران صهیونیسم را به اتّخاذ هر نوع همکاری لازم در برابر سرسپردگی بهائیان ایجاب می‌کرد. بنابراین، شوقی افندی تصمیم گرفت به کمک اسرائیل دو کار اساسی را تحقّق بخشد:

1. احداث تأسیسات مرکز جهانی بهائیان در اسرائیل ضمن سامان بخشیدن به سازمان رهبری بهائیان؛
2. رفع بزرگ‌ترین مانع راه رهبری شوقی افندی؛ یعنی بازماندگان خانوادة میرزا حسینعلی بهاء که با همکاری با عبّاس افندی و قبول جانشینی شوقی افندی حاضر نشده بودند.

در خصوص کار نخست، شوقی افندی خود ضمن ارسال تلگرافی به تاریخ 24 دسامبر 1951م. به محفل ملّی بهائیان آمریکا، با صراحت تأکید می‌کند: با تشکیل دولت اسرائیل! و حمایت آن، کار احداث تأسیسات مرکز جهانی بهائیان و تشکیل سازمان رهبری بهائیان... ممکن و میسّر شده و این امر از برکت وجود دولت جدیدالتّأسیس اسرائیل! است. وی در ادامه، اقدام‌های صورت گرفته در این زمینه و تأسیس بناها را به اطّلاع رسانده است.

در خصوص کار دوم، از آنجا که بازماندگان میرزا حسینعلی بهاء، مردمی بی‌سیاست و افرادی فاقد روابط پنهانی با انگلستان و صهیونیسم بودند، پس از تشکیل دولت اسرائیل!، مأموران اسرائیلی نظر خوبی به آنان نداشتند. شوقی افندی از فرصت استفاده و آنان را تضعیف و به طور کلّی آنان را به وسیلة دولت اسرائیل! منزوی کرد و کلّیة امور مربوط به بهائیّت را به دست گرفت.8

نظر شوقی افندی در جهت این طرح، معطوف به ایجاد تأسیساتی بود که در شهر و کشور بتواند به صورت یکی از بزرگ‌ترین معابد مذهبی، جلوه‌آرایی کند و از این طریق، بزرگی بهائیّت را به اروپاییان و آمریکایی‌های ظاهربین که به اسرائیل! سفر می‌کنند، نشان دهد. بی‌تردید در این راه به حمایت صهیونیسم و سرمایة هنگفتی نیاز داشت.

از مطالعة نامه‌نگاری‌ها و تلگراف‌های متعدّد بهائیان بین اسرائیل و ایران به خوبی معلوم می‌شود که صهیونیسم از این بیان و استدلال بهائیان متقاعد شده بود که با احداث مرکز بزرگ جهانی، قلوب بهائیان متوجّه اسرائیل! خواهد شد و همین امر، نتایج سیاسی مهمّی مبنی بر توجّه مردم به کشور اسرائیل! به بار خواهد آورد؛ بنابراین، شوقی افندی، اسرائیل! را «قلب العالم» و سرزمین آن را «ارض اقدس» تلقّی کرده بود؛ البتّه در خصوص احداث مرکز جهانی بهائیان مدارکی وجود دارد که نشان می‌دهد آن مرکز با سرمایة آمریکایی‌ها و حمایت صهیونیسم بنا شده است.9

  • تبلیغ بهائیّت به وسیلة صهیونیسم

به نظر می‌رسد صهیونیست‌ها به دلیل بهره‌برداری‌های فراوان از بهائیّت در زمینه‌های گوناگون، جهت تقویت آنان، اقدام‌های بسیاری را انجام داده و حمایت قاطع خویش را از بهائیّت اثبات کرده‌اند. در آنچه پیش‌تر گذشت، تا حدودی به مواردی از حمایت‌های صهیونیست از بهائیّت اشاره شد و در اینجا نیز به حمایت تبلیغاتی صهیونیسم پرداخته می‌شود.
پس از اتمام ساختمان‌ها و بناهای بهائیّت در اسرائیل!، وسایل ارتباط جمعی اسرائیل! به دستور دولت اسرائیل!، به ترویج و شرح معبد بهائیان پرداخت تا از این طریق، اهمّیت بقعة یاد شده را در نظر اعراب مناطق اسرائیلی و مسلمانان کشورهای همجوار بالا برند. دکتر لطف‌الله حکیم، عضو هیئت بین‌المللی بهائیان در اسرائیل!، نامه‌ای از اسرائیل! به محفل ملّی بهائیان ایران نوشته که در آن، به شرح انعکاس چگونگی تأسیسات مرکز جهانی بهائیّت در مطبوعات اسرائیل مبادرت ورزیده است. وسایل ارتباط جمعی اسرائیل چنان با آب و تاب، عقاید بهائیّت را شرح و تعریف کرده‌اند که هیچ‌کس جز دستور صریح صهیونیسم و دولت نمی‌تواند یهودیان را چنین وا دارد که دربارة بهائیّت با عظمت و بزرگی یاد و عقاید بهائیان را اصولی و منطقی قلمداد و در نهایت تبلیغ کنند. آنچه در نامة دکتر حکیم آمده، نقش سرمایة آمریکایی‌ها در احداث مرکز جهانی بهائیان را بیشتر تببین می‌کند.10

کوشش شوقی افندی برای قانونی کردن اموال و املاک بهائیان، به ویژه در کشورهای اسلامی، با حمایت صهیونیسم به نتیجه رسید و مسئولان دولت اسرائیل!، برخلاف مصالح داخلی کشورهای مسلمان که گردهمایی‌های بهائیان را غیرقانونی می‌دانستند و مانع گسترش سازمان‌های بهایی در خاک خود می‌شدند و تشکیلات بهائیان چنین مناطقی را که در کشورهای متبوعة خود غیرقانونی بودند، در اسرائیل!، به طور رسمی و قانونی به ثبت رساند تا بهائیان بتوانند تحت حمایت دولت اسرائیل!، موجودیّت محافل خود را در کشورهای اسلامی حفظ کنند و فعّالیت‌های خود را تداوم دهند.
  • ارتباط بهائیّت با صهیونیسم در گزارش‌های ساواک

گویا صهیونیست‌ها از همان ابتدای تشکیل رژیم صهیونیستی، با بهایی‌ها رابطة حسنه داشتند و شاید بتوان گفت که به صورت ستون پنجم رژیم صهیونیستی در کشورهای گوناگون، به ویژه ایران عمل می‌کردند؛ بدین سبب از حمایت کامل صهیونیست‌ها بهره‌مند بودند. گزارش ساواک در این زمینه شاهد بر این مدّعا است؛ چرا که در گزارش ساواک در مورّخة 22/1/1325 ش.آمده است:

به: ادارة کلّ سوم
از: ادارة کلّ دوم
موضوع: انتخابات اعضای محافل مرکزی بهایی‌های جهان در اسرائیل طبق اظهارات امان فتح اعظم، عضو محافل مرکزی بهایی‌ها در اسرائیل قرار است در تاریخ 6/2/52 انتخابات ... و جهت رهبری کردن محافل مرکزی بهایی‌های جهان در اسرائیل به مدّت 20سال آینده آغاز شود. همچنین قرار است نُه نفر از هر محفل بهایی از 113 کشور جهان به منظور شرکت در انتخابات فوق‌الذّکر به اسرائیل عزیمت نمایند.
نظریه: اسرائیل، مذهب بهایی را به عنوان مذهب رسمی در سال 1352ش. به رسمیّت شناخته است. دولت اسرائیل با اجرای برنامه‌هایی از افراد یاد شده، می‌کوشد از اقلّیت فوق‌الذّکر در سایر کشورهای جهان به ویژه ایران بهره‌برداری سیاسی ـ اطّلاعاتی و اقتصادی نماید.11
بهائیّت از همان ابتدا، ارتباط تنگاتنگی با صهیونیسم داشته و در اجرای سیاست‌های صهیونیستی کمک شایانی به آنان کردند؛ بنابراین، عالمان شیعه از ابتدای تشکیل این فرقة ضالّه، خطر آن را به جهان اسلام گوشزد کردند؛ به طوری که در گوشه‌ای از اعلامیة آنان آمده است:
... واسفا واسفا که شاه شیعه و دولت مسلمان او، با فرقة ضالّة بهاییه هم‌عنان گردیده و از یاران قوای صهیونیه الهام گرفته، طبیب مخصوص خود و معاون وزارت جنگ و رئیس دارایی ارتش را که از بیت‌المال ارتزاق می‌کنند، از اغنام الله انتخاب کرده است.12

  • محافل بهائیان یا مراکز جاسوسی اسرائیل

شدّت گرفتن درگیری‌ها و دشمنی‌های بین اعراب و اسرائیل، نیاز صهیونیسم و اسرائیل را به گسترش عوامل «اطّلاعاتی» به ویژه در کشورهای عرب ـ اسلامی، دو چندان ساخت. از همین جا نقش محفل ملّی بهائیان در اجرای قسمتی از طرح‌های وزارت اطّلاعات اسرائیل برای پوشش هرچه بیشتر عوامل اطّلاعاتی در کشورهای عربی و اسلامی آشکار می‌شود.

حدود 40 سال پیش، وقتی یکی از شرکت‌کنندگان ایرانی در مجمع عمومی مؤتمر اسلامی (بیت‌المقدّس، رجب، 1960م./1279ش.) از نقش اطّلاعاتی بهائیان برای اسرائیل سخن به میان آورد، به طور مسلّم دولت «اردن»، همانند دیگر کشورهای عربی، این فکر را جدّی نگرفته و در اثر عدم اطّلاع از چگونگی عوامل گستردة صهیونیسم در کشورهای عربی ـ اسلامی که از ضعف تشکیلات اطّلاعاتی آنان ناشی بود، به آن توجّهی خاص مبذول نشد.

برای کارشناسان مسائل سیاسی ـ مذهبی ایران روشن بود زمانی که طرح دوستی و روابط عبّاس افندی با صهیونیسم، پی‌ریزی نشده بود، در ایران، یهودی ـ بهایی وجود داشت و تحت چنین عنوانی افرادی را نمی‌یافتیم؛ ولی پس از انعقاد چنین سرسپردگی و تداوم آن در زمان شوقی افندی، به ویژه پس از تشکیل دولت اسرائیل! در اراضی فلسطین مشاهده شد که در ایران، افراد بسیاری یهودی در بهائیّت ثبت نام کردند و هر دوی آنان صمیمانه تشکیل سازمان دادند و موجد افرادی شدند که جز «یهودی ـ بهایی» لقبی دیگر نمی‌توان به آنها داد و همین، چه از جانب یهودیان ایران و چه از جانب بهائیان، مورد گفت‌وگوی صریح محافل بهایی در ایران قرار می‌گرفت و اسرائیل!، «قلب العالم»، اصطلاحی مشترک برای حفظ منافع هر دو گروه، از جانب شوقی افندی ابداع و زبانزد بهائیان و یهودیان صهیونیست شد؛13 البتّه نقش اطّلاعاتی و جاسوسی بهائیّت برای صهیونیست‌ها زمانی آشکار شد که از یک سو شبکة اطّلاعاتی اعراب گسترش یافته و بر اوضاع سیاسی اقتصادی خویش حاکم شده بودند و از سوی دیگر، روابط متقابل مجامع اسلامی جهان و تشکیل کنفرانس‌های بین‌المللی اسلامی، در سطح نمایندگان سیاسی و عالمان اسلامی کشورهای مسلمان گسترش یافته بود که این دو عامل از روی فعّالیت‌ها و نقش محافل ملّی بهائیان در حفظ و ترویج منافع صهیونیسم و اسرائیل پرده برداشت و یک‌باره، کشورهای عربی متوجّه شدند که عوامل بهایی، از جملة مهم‌ترین عوامل اسرائیل و صهیونیسم در جهان، به ویژه در کشورهای اسلامی و آفریقایی شده‌اند.

پس از پیگیری جدّی و کسب اطّلاعات و مدارک سیاسی از چنین سرسپردگی رهبران بهائیّت به صاحبان منافع صهیونیسم و اسرائیل، جامعة اتحادیة کشورهای عربی متقاعد شد که موضوع بهایی‌گری را در کشورهای عربی ـ اسلامی جزو دستور کار «دفتر تحریم اعراب علیه اسرائیل» وابسته به اتحادیة عرب قرار دهد. این دفتر از طرف کشورهای عربی مسئولیّت داشت که به طور کامل تمام شرکت‌ها و مجتمع‌های صنعتی و اقتصادی آمریکایی و اروپایی را که با اسرائیل منافع مشترک داشتند و به زیان اعراب تلاش می‌کردند، شناسایی و فهرست سیاهی از آنها تهیّه کند و به استحضار دولت‌های عرب جهت تحریم هر نوع معامله و همکاری اقتصادی با آنها برساند. بدین‌ترتیب، تحریم اعراب ضدّ اسرائیل آغاز شد.

خبرگزاری رویتر در تاریخ 10 ژانویة 1975م. از «دمشق» گزارش داد:
محمّد محجوب، کمیسر عالی دفتر تحریم اعراب علیه اسرائیل در دمشق اظهار داشت: کنفرانس، ماه آینده، دفتر تحریم... پیرامون مبارزه با گروه بهایی را مورد بررسی جدّی قرار خواهد داد.
محمّد محجوب، گروه بهایی را جنبش طرفدار اسرائیل و صهیونیسم برشمرده است.14
همین مضمون را «خبرگزاری خاورمیانه» در دهم ژانویة 1975م.، به نقل از محمّد محجوب و دیگران ناظر آگاه بر «جامعة اتحادیة عرب» چنین مخابره کرد:
روز 23 فوریة سال جاری، افسران دفتر تحریم اسرائیل در کنفرانس قاهره هم گرد خواهند آمد تا موضوع گروه مذهبی بهایی‌ها را که دارای اهداف و فعّالیت‌های صهیونیستی در کشورهای عربی ـ اسلامی هستند، مورد بررسی قرار دهند... .
در حال حاضر، بهائیان در کشورهای عربی و اسلامی، فعّالیت‌های چشمگیری داشته و با پشتیبانی صهیونیسم جهانی و اسرائیل، در بسیاری از نقاط جهان، به ویژه ایالات متّحدة آمریکا، مراکز مهمّی را برای اهداف صهیونیستی زیر پوشش بهائیّت ایجاد کرده‌اند.

به همین منظور، سی و هفتمین کنفرانس تحریم اسرائیل، وابسته به جامعة عرب، در 23 فوریة 1975م. در قاهره گشایش یافت و در روز 25 فوریه، نتایج مهم و تصمیم‌های گرفته شده در کنفرانس تحریم، در مطبوعات جهان منتشر شد. روزنامة «المحرّر» چاپ «بیروت»، در 25 فوریة 1975م. تحت عنوان «مؤتمر مکاتب مقاطعة اسرائیل» تصمیم کنفرانس تحریم را به نقل از محمّد محجوب و دیگر ناظران آگاه در خصوص رابطة محافل و مراکز بهائیان با صهیونیسم و اسرائیل چنین اعلام کرد:

و همچنین دفتر تحریم اسرائیل... مقرّر داشت که بایستی دولت‌های عربی از جنبش بهایی‌ها و تشکیل محافل آنها شدیداً جلوگیری کند؛ زیرا برای اعضای کنفرانس مسلّم گردید صهیونیسم به طور پنهانی، پشتیبان جنبش و محافل بهائیان است.15

ماهنامه موعود شماره 120
علی جدید بناب
پی‌نوشت‌ها:
1. ژرژ لنچافسکی، تاریخ خاورمیانه، ص 325.
2. سیّد محمّد باقر نجفی، بهائیان، ص 686.
3. همان، ص 696، به نقل از کتاب توقیعات مارکه، حضرت ولیّ‌امرالله، آپریل 1952م.ـ1945م.، تهران: مؤسّسة ملّی مطبوعات امری، 125 بدیع، ص 290.
4. همان، ص 697.
5. همان، ص 698.
6. همان، صص 698 و 699، به نقل از مجلة اخبار امری، ارگان محفل ملّی بهائیان، ایران، ش 11، فروردین 1332.
7. همان، صص 16 و 699، همان، ش 5، شهریور 1331.
8. ر.ک: همان، صص 702ـ721.
9. ر.ک: همان، صص 721ـ740.
10. ر.ک: همان، صص 732ـ740.
11. سازمان اسناد انقلاب اسلامی، بخش آرشیو اسناد، کد 1/12137، شمارة بازیابی 341818، ج 1، ص 171.
12. همان، کد 5/12024، شمارة بازیابی 115/م، به نقل از مشیر شاکر، گوشه‌ای از تاریخ ایران، دیروز و امروز ایران، ص 7.
13. سید محمّد باقر نجفی، بهائیان، صص 740 و 741.
14. همان، ص 743، به نقل از بولتن خبر سازمان رادیو تلویزیون ملّی ایران، دفتر مرکزی خبر، ش 232، 21 دی 1353.
15. همان.

بازدیدها: 795 مرتبه