کاوشی در بایسته های اصولگرایی و انتخابات
54 بازدید
تاریخ ارائه : 2/2/2013 1:20:00 PM
موضوع: علوم سیاسی

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: کاوشی در بایسته های اصولگرایی و انتخابات 

علی جدیدبناب(عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت معلم آذربایجان)

 مقدمه

کاوشی عمیق در فلسفه خلقت و به ویژه  آغاز آفرینش انسان و ورود او به عرصه تفکر و اندیشه‌، می توان گفت که مسائل حکومتی، قدرت و سیاست از اساسی ترین مؤلفه های مورد توجه بشریت بوده و شاید همین اندیشه‌ورزی انسان برای تبیین چرایی و چگونگی قدرت بود که توجه مضاعف به اینمقوله مهم را باعث گردید و تتایج پرباری را به همراه داشت. از روزی که آدمی به تشکیل حکومت یا نهادهای مدنی رضایت داد و در قالب‌هایی از جمله حکومت‌های خودکامه، پادشاهی، قرارداد اجتماعی، حکومت نخبکان، حکومت پارلمانی، حکومت دمکراتیک و لیبرال و نیز حکومت مردم سالار یا عناوین مکاتب  فئودالیسم، سرمایه‌داری، کمونیسم و... به ادامه حیات پرداخت، همواره حکومت‌ها برداشت سیاسی حاکمان را مطرح و بر آن پای می‌فشرده‌اند، بنابراین مقوله‌هایی همچون فرهنگ، امنیت، اقتصاد و یا حتی علم نیز کنش و یا واکنش به شرایط سیاسی موجود جوامع بوده که مجموعه این شرایط هویت جوامع را تعریف نموده و به این دلیل سیاست شکل زیربنایی به خود گرفته است.

از طرف دیگر توجه به این نکته حائز اهمیت است که مردم نیز عملکرد سیاسی حاکمان را به دقت زیر نظر داشته و همان‌گونه که برای روی کار آمدن آن تلاش می‌نموده‌اند، در صورت تأمین نشدن خواسته‌های آنان به سرعت از حکومت‌ها رویگردان و به اندیشه‌های دیگر روی می‌آورده‌اند. بر این اساس سیاستمداران نیز همواره در تلاشند که دردهای جامعه را نه با مسکن‌های مقطعی بلکه با برنامه‌های دراز مدت  درمان نمایند.

اما نکته مهم دیگری که قابل توجه است این که چه نوع حکومتی مطلوب است نیز از همان آغاز، اندیشمندان سیاسی را به ارائه دیدگاه‌های متفاوت واداشته است که هیچ‌گاه به دیدگاه مشترکی در این زمینه دست نیافته‌اند.

اما از مشخصه های بارز حکومت اسلامی این است که مسأله تشکیل حکومت در اسلام ریشه در زمان رسول گرامی اسلام(ص)داشته و آن حضرت به محض مهیا شدن شرایط در مدینه برای نخستین بار اقدام به تعریف ساختار سیاسی فرمود و راه روشنی را فرا روی امت خویش قرار داد و عملا ثابت نمود که برای اجرای احکام و تعالیم اسلامی نیاز به تشکیل حکومت اسلامی است و این دو یعنی دین و سیاست هرکز از هم جدا نیستند .

البته با توجه به این نکات که متاسفانه به دلایل متعدد که در جای خود قابل بررسی است جانشینان به حق آن حضرت که با اسناد و مدارک معتبر نیز در منابع روایی مطرح شده است به جز دوران کوتاه زمامداری امیرالمومنین(علیه‌السلام) موفق به تشکیل حکومت نشدند، اما اندیشه‌های بنیادین حضرات معصومین همواره یکی از دغدغه‌های اندیشمندان جهان اسلام بوده است تا این که حضرت امام خمینی (ره) معمار کبیر انقلاب اسلامی و از بزرگ متفکرین جهان اسلام در روزگار ما نه تنها به ارائه طرح خاص حکومتی مورد نظر اسلام به لحاظ نظری پرداخت، بلکه تأسیس حکومت اسلامی بر اساس دیدگاه‌های اصیل اسلامی نیز توسط ایشان میسر گردید.

حضرت امام خمینی(ره) در زمینه جامعیت اندیشه سیاسی اسلام می‌فرماید: اسلام حکومت است در جمیع شئون آن و احکام شرعی (فرعی) قوانین اسلام هستند، احکام جلوه‌ای از جلوه‌های حکومت هستند، بلکه احکام مطلوب بالعرض و وسایلی هستند که در جهت اجرای حکومت و بسط عدالت به کار گرفته می‌شوند. پس اینکه فقیه حصن اسلام است معنایی ندارد مگر اینکه او سرپرست اسلام است، همچنان که پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) و ائمه (علیهم‌السلام) سرپرست اسلام بوده‌اند در جمیع امور حکومتی. و این شد که جامع‌ترین نظریه حکومتی اسلام در قالب ولایت فقیه در روزگار ما شکل اجرایی به خود گرفت و توانست در مدت زمان کوتاهی قلمرو جهانی پیدا نماید.

در اندیشه سیاسی حاکمان اسلامی، تأمین مصلحت عمومی بر مبنای موازین شرعی توسط حکومت از اهمیت ویژه­ای برخوردار است تا در پرتو تحقق آن جامعه‌ای سالم با حداقل معضلات پدیدار گردد. به این دلیل مصلحت عمومی به عنوان سازنده‌ترین ملاک رفتار سیاسی در زندگی جمعی انسان بوده و اصل سامان بخش در سیاست به شمار می‌رود.

پایدار نمودن مصلحت عمومی که به نوعی مقبولیت نظام سیاسی نیز به آن وابسته است در لایه‌ بیرونی نظریه سیاسی پیگیری نمی‌شود، بلکه در لایه درونی نظام دنبال می‌شود. از این رو آنچه در دیدگاه سیاسی امام راحل نیز اهمیت دارد، نوع و محتوا و ماهیت حکومت اسلامی است نه شکل آن.

برای اجرایی شدن مصالح عموم که مسأله داخلی نظام بوده و درقالب چارچوب‌های ساختاری شکل اجرایی به خود می‌گیرد گروه‌های سیاسی نیز خود به تکثر دیدگاه‌های سیاسی درون نظام رسمیت بخشید. به نظر میرسد ملت ایران پس از انقلاب اسلامی چند گفتمان زیر را تجربه نموده است: گفتمان خدمت انقلابی، گفتمان دفاع و بازدارندگی، گفتمان سازندگی، گفتمان اصلاح‌طلبی و گفتمان اصولگرایی. آنچه در این نوشتار به دنبال آن هستیم تحلیل و بررسی اصولگرایی است. بنابراین نخست باید به تعریف جامعی از اصولگرایی دست یابیم؛ اکنون جای این پرسش باقی است که منظور کدام اصول است: اصول اسلامی، اصول انقلابی، اصول سیاسی یا ترکیبی از این‌ها؟

این امر برای مرزبندی اصولگرایی بسیار ضروری است، زیرا برخی اندیشمندان همواره اصول انقلابی را مبنای حرکت خویش قرار داده و دچار تفریط می‌شوند و گروه سوم نیز فقط پایبند به اصول سیاسی بوده و در تزاحم اصول اسلامی و اصول سیاسی، اصول سیاسی را مقدم می‌دارند. در نگاه لیبرالیسم و سکولاریسم اصول سیاسی جدای از اصول انگاشته می‌شود و به بهانه‌هایی همچون آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و... ندای تعطیلی احکام و حدود اسلامی سر داده می‌شود!

بررسیها و شواهد نشان می دهد  اصولگرایی بر مبنای اصول مسلم اسلامی پایه‌ریزی شده و پایبندی به اصول انقلاب اسلامی که بخشی از آن بر اساس مصلحت (احکام حکومتی) نهادینه شده  است نیز در دستور کار اصولگرایان قرار گرفته و از آن جا که اصول سیاسی و دیپلماسی نیز در متون دینی به چشم می خورد، بنابراین ارتباط با کشورهای جهان را نیز توصیه می کنند. با این تعریف اصولگرایی در قالب جریان‌های مرسوم سیاسی کشور نگنجیده و شایسته نام‌گذاری جریان سوم می‌باشد.

 

مبانی اصولگرایی

1-     تمسک به قرآن و عترت

یک فرد اصولگرا مقدم بر هرچیزی باید قرآن کریم را به عنوان کلام الهی و عترت را به عنوان مفسر قرآن مستمسک قرار داده و تمام اعمالش را براساس آن تنظیم نماید. پایبندی به این دو مهم تا بدان جا اهمیت دارد که حضرت امیر (علیه‌السلام) در سفارش به عبدالرحمان‌بن عوف بر پایبندی  خویش بر قرآن و سنت تأکید می‌فرماید. از سوی دیگر روایات اسلامی پیامبر و اهل‌‌بیت را به عنوان اصول راستین اسلام معرفی و همگان را به پیروی از این اصول فراخوانده است.

2-     عدالت محوری 

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بهترین نوع حکومت را حکومتی می‌داند که مبتنی بر عدالت باشد. آن حضرت در بیان دیگری می‌فرماید: کسی که بر مبنای عدالت حکومت نماید، خداوند پایه‌های حکومتش را محکم خواهد ساخت و هر کس از آن رویگردان شود، خداوند در سرنگونی او تعجیل خواهد کرد. عمده‌ترین دلیل پیروزی اصولگرایان تأکید آنان بر نهادینه ساختن عدالت در جامعه بوده است و از آنجا که بقای دولت اسلامی نیز به نهادینه ساختن این اصل مهم می‌باشد شایسته است اصولگرایان در این راستا تلاش نمایند. توجه به عدالت ورزی و عدالت محوری باعث زدوده شدن تبیعضات و فاصله های طبقاتی، ایجاد همدلی و تعامل مناسب بین دولتمردان و مردم و تثبیت پایه های حکومت خواهد شد.

3-     تاکید بر وحدت و پرهیز از تفرقه و نفاق 

رسول مکرم اسلام حضرت محمد(ص) می فرماید: وحدت و اتحاد در جامعه باعث رحمت الهی و تفرقه و نفاق باعث نزول عذاب الهی خواهد بود. آن چه امروز به عنوان اصولگرایی رخ می‌نماید در نتیجه وحدت و همدلی بسیاری از دلسوزان نظام و انقلاب به دست آمده است و اگر خدای ناکرده روزی الفت و وحدت از میان اصولگرایان رخت بربندد آنان نیز به سرنوشت سایر گروه‌های سیاسی گرفتار خواهند شد. پیامبر گرامی اسلام به عنوان معمار اصولگرایی می‌فرماید: "اگر همه شما در راه نیکی به هم بپیوندید و هماهنگ شوید، دوستدار و علاقه‌مند یکدیگر خواهید بود"

امیرالمؤمنین با نکوهش اختلاف و تفرقه می‌فرماید: «الا ترون الی بلادکم تغزی و الی صفاتکم ترمی»

آیا نمی‌بینید که به شهرهایتان می‌تازند و سنگر شرف و عزتتان را آماج تیرها می‌سازند!

آن حضرت تفرقه و اختلاف را اندیشه شیطانی معرفی و می‌فرماید: ان الشیطان قد یسنی لکم طرقه و یرید ان یحل دینکم عقده عقده و یعطیکم بالجماعه الفرقه و بالفرقه الفتنه.7

 همانا شیطان راه‌های خود را برای شما هموار می‌کند و می‌خواهد بندهای دینتان را یکی یکی باز کند؛ به جای اتحاد پراکندگی آورد و از پراکندگی فتنه نصیبتان سازد.

در شرایطی که به همت همه دلسوزان پرچم پر افتخار جمهوری اسلامی توسط اصولگرایان به اهتزاز درآمده و برای رسیدن به آرمانشهر امت اسلامی تلاش می‌شود، نیاز به وحدت داخلی و ملی ضرورتی انکار ناپذیر به شمار می‌رود.

4-     تکیه بر کرامت والای انسانی 

آنچه که از اصول مسلم اسلام محسوب می شود و متاسفانه امروزه مورد غفلت قرار می گیرد توجه به کرامت و شخصیت والای انسانی است اگر در فضای انتخابات به این مسئله بسیار مهم و اساسی توجه شود هرکز کاندیداهای انتخاباتی در تخریب همدیگر مرتکب اعمال سخیف و ناشایست نمی شوند و به هیچ وجه به خود اجازه نمی دهند برای تصدی صندلی مجلس شخصیت انسانها را لگدمال نمایند تا به اهداف دنیوی خویش نایل گردند. افرادی که اصولگرا باشند هرگز به خود چنین اجازه ای را نخواهند داد و در جهت معرفی خویش فقط بر تواناییها، قابلیتها، تجارب و برنامه های خویش تاکید خواهند نمود.

5-     پرهیز از تبعیض

در منابع تاریخی و روای چنین روایت شده است: زمانی که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بر مسند حکومت بود، در مسیر کوفه با فردی که هم کیش ایشان نبود هم سفر شد. سر دو راهی رسیدند که امام می‌بایست مسیر کوفه را پیش‌ گیرد و آن فرد مسیر دیگری، درکمال ناباوری حضرت امیر مسیر کوفه را نپیمود.‌ آن فرد پرسید: مگر قرار نبود به کوفه بروید؟ امام(ع) فرمود:  می‌خواهم مقداری از راه را با شما همراهی کنم. پیامبر ما فرمود: هرگاه دو نفر با یکدیگر راهی بروند حقی بر گردن یکدیگر پیدا می‌کنند. بعد از اندکی آن مرد فهمید که رفیقش حاکم کوفه است و تفاوتی بین او و مسلمانان نگذاشته است.

 کاندیدایی که به عنوان نماینده مردم انتخاب میشود نماینده تمام مردم است و منحصر به کسانی که به او رای داده اند و یا برای او کار کرده اند نیست بنابراین باید خدماتش عام المنفعه و در  راستای خدمت به عموم مردم باشد نه قشر و گروه خاص.

6-     اعتقاد عملی و راسخ به ولایت فقیه

یکی از مشخصه های اصلی برای اصولگرایی در کنار عمل به قرآن و سیره عترت(ع) در عصر غیبت پایبندی به ولایت مطلقه فقیه است که ضامن استمرار و تداوم نظام است و در صورتی که اصولگرایات در محوریت و زیر چتر ولایت فقیه باشند هرکز دچار تشتت، تفرقه و نفاق نخواهند شد و این یکی از مؤلفه های بسیار اساسی که علاوه تاکید حضرت امام(ره) بر ضرورت این مسئله حتی در تالیفاتی که قبل از انقلاب نگاشته است در آثار دیگر بزرگان تشیع نیز به این مهم پرداخته شده است.


ملاک های اصولگرایی از منظر مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری در دو سال گذشته بر نهادینه ساختن اصولگرایی به عنوان یکی از مبانی انقلاب اسلامی تأکید کرده و مسوولان را به پایبندی بر اصول و ارزش‌ها فرا خوانده‌اند. ایشان با رد تقسیم‌بندی‌های رایج سیاسی در کشور،‌ اداره ارکان مهم کشور را با مدیریت تفکر اصولی اسلام و یا به تعبیر رایج با «اصولگرایی»،‌ از نعمت‌های بزرگ پروردگار دانسته و می‌فرمایند: "اصولگرایی نحله یا جریانی در مقابل دیگر جریان‌های رایج سیاسی نیست و تقسیم‌بندی گروه‌ها به اصولگرا و اصلاح‌طلب و یا اسامی دیگر تقسیم‌بندی صحیحی نیست، چرا که هر کس و هر جریانی که به مبانی انقلاب علاقه‌مند و پایبند و هر نامی که داشته باشد جزو اصولگرایان است".

مهم‌ترین شاخص‌های اصولگرایی از منظر مقام معظم رهبری به این شرح است:

  • ایمان، هویت اسلامی و انقلابی بودن
  • ایمان به خدمت به مردم، استقلال کشور، وحدت ملی و آینده روشن
  • پرهیز از اختلاف و افروختن شعله های آتش تعصب‌های فرقه‌ای و قومی
  • برافراشتن پرچم برادری امت اسلامی و گسترش فضیلت‌های اخلاقی
  • رشد اقتصادی همراه با عدالت، کم کردن فاصله طبقاتی، ایجاد فرصت‌های برابر، تشویق درست‌کاری، مهار کردن متجاوزان به ثروت‌های ملی،‌ مبارزه واقعی با فساد و ویژه‌خواری، رواج عدالت در بدنه حاکمیت و عزل و نصب‌ها و توجه به مناطق محروم، کنار گذاشتن تعارفات، ارتباط با مردم، ساده‌زیستی و مردمی بودن، خودسازی و تهذیب نفس
  • شکوفایی اقتصادی کشور، رسیدگی به زندگی مردم، حمایت از سرمایه‌گذاری، مقابله با بیکاری، کارآفرینی و تولید، مبارزه جدی با قاچاق و فساد، ثبات و شفافیت و انسجام مقررات اقتصادی، بازاریابی جهانی، استفاده صحیح از نفت و توجه همزمان به برنامه‌های راهبردی کشور
  • توجه به حفظ استقلال همه جانبه کشور
  • تقویت خودباوری و اعتماد به نفس در همه زمینه‌ها و مبارزه‌ با خود باختگی
  • جهاد علمی و تلاش در جهت ایجاد و تقویت نهضت تولید علم و جنبش نرم‌افزاری
  • گسترش آزادی و آزاداندیشی در جهت رشد علمی و فکری و جامعه و تلاش برای مرزبندی میان آزادی واقعی و تلاش‌های دشمن تحت عنوان آزادی
  • اصلاحات به مفهوم صحیح و بر مبنای حرکت در چارچوب قانون اساسی و ارزش‌های اسلامی و ایرانی[1]

از درگاه ایزد منان خواهانیم در سایه وحدت تمامی گروه‌های سیاسی بر پایه اصول بنیادین مقدس اسلام و بهره‌گیری از آرمان‌های امام راحل و رهنمودهای مقام معظم رهبری زمینه‌های پیشرفت ایران اسلامی را شاهد باشیم.


[1] - www.ido.ir